محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6253

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« اى صاحب بخشش ، به او بى تقاضا عطا داده مىشد « و اى عطا بخش ، هر چه را مىخواست به او مىدادى . « نكويى تو با وى از پدرش بيشتر بود . « در كار نكويى برادر نبودى ، پدر بودى « نشستگاه وى به نزديك تخت شاهى بود ، « اما از پس نزديكى از آن دورى گرفت . « در نعمتها بود كه زوال پذيرفت ، « درى داشت كه زيارتگاه كسان بود « اكنون بسته شد . « اكنون تنها شد در صورتى كه دنباله هاى وى « بيست هزار بودند كه به دسته ها « از پى وى بودند . « آن صفها كه به وقت آمدن و رفتن وى « برايش به پا مىايستاد كجا شد ؟ « از پس لجاج و نخوت به زبونى افتاد « چونان ماهىاى كه بى آب مانده باشد . « بيعت او را از گردنها برداشتى « و ديگر خطيب به هنگام خطبه دعاى او نمىگويد « از پس امارت به دو لقبى دادى اما خداى امارت وى را به لقب منحصر كرد . « جامهء عزت به دو پوشانيدى كه آن را سبك گرفت « و محفوظ نداشت و از او برگرفته شد « بسا نعمتها كه داشتى و وى را در آن انباز مىكردى « و خداى به سبب عملهايش وى را از آن برون كرد .